انحلال و تصفیه شرکت های تضامنی

انحلال و تصفیه شرکت تضامنی: چه زمانی و چگونه؟

در شرکت تضامنی، سرنوشت شرکت به شرکا گره خورده است. در این مقاله، هم دلایلی را که به پایان عمر شرکت می‌انجامد مرور می‌کنیم و هم مسیر تصفیه را گام‌به‌گام توضیح می‌دهیم.

شرکت تضامنی بر پایه اعتماد شخصی میان شرکا ساخته می‌شود و همه آنان در برابر بدهی‌های شرکت مسئولیت تضامنی دارند. همین ویژگی باعث شده قانون تجارت برای پایان دادن به آن، علاوه بر دلایل مالی، به وضعیت شخصی شرکا هم توجه کند. اگر درباره ساختار، ثبت یا پایان فعالیت شرکت خود تردید دارید، مشورت با وکیل شرکت ها می‌تواند از بسیاری از اشتباهات پرهزینه جلوگیری کند.

انحلال شرکت تضامنی و دلایل قانونی آن
انحلال، آغاز فرایند تصفیه است نه پایان آنی شخصیت حقوقی شرکت.

دلایل انحلال شرکت تضامنی

قانون تجارت چند علت را برای انحلال این نوع شرکت پذیرفته است. در ادامه هر کدام را جداگانه می‌خوانید.

پایان یا غیرممکن شدن موضوع شرکت

شرکت برای انجام کار معینی ثبت می‌شود. اگر آن کار تمام شود، یا به‌خاطر مانع قانونی، اقتصادی یا عملی دیگر نتوان آن را دنبال کرد، دلیلی برای بقای شرکت نمی‌ماند و انحلال پیش می‌آید.

سررسید مدت شرکت

وقتی شرکت برای مدتی مشخص تشکیل شده باشد، پایان آن مدت شرکت را در آستانه انحلال قرار می‌دهد، مگر اینکه پیش‌تر و طبق مقررات و شرکت‌نامه تمدید شده باشد. بهتر است شرکا چند ماه قبل از سررسید درباره تمدید یا توقف تصمیم بگیرند.

ورشکستگی خود شرکت

توقف شرکت از پرداخت دیون و تحقق شرایط قانونی ورشکستگی، شرکت را منحل می‌کند. نکته مهم این است که طبق ماده ۱۲۸ قانون تجارت، ورشکسته شدن یک شریک یا حتی همه شرکا، به‌تنهایی شرکت را ورشکسته نمی‌کند؛ وضعیت مالی شخصی شرکا با وضعیت شرکت یکی نیست و برای هر کدام باید جدا بررسی شود.

توافق همه شرکا

چون شرکت بر رضایت متقابل شرکا بنا شده، همین رضایت می‌تواند آن را پایان دهد. اگر همه شرکا انحلال را بپذیرند، شرکت وارد تصفیه می‌شود تا دارایی، بدهی و مطالبات آن روشن شود.

تقاضای یکی از شرکا از دادگاه

هر شریک می‌تواند با ارائه دلیل موجه از دادگاه بخواهد شرکت را منحل کند. دادگاه پس از بررسی تصمیم می‌گیرد. اما قانون راه میانه‌ای هم گذاشته است: اگر سایر شرکا بخواهند، دادگاه می‌تواند به جای انحلال، شریکِ متقاضی را از شرکت اخراج کند و بدین ترتیب شرکت زنده بماند.

فسخ توسط یکی از شرکا

بر اساس ماده ۱۳۷، شریک در دو شرط می‌تواند با فسخ، شرکت را منحل کند: نخست آنکه حق فسخ در اساسنامه یا شرکت‌نامه از او سلب نشده باشد؛ دوم آنکه فسخ را برای زیان زدن به دیگران یا به قصد اضرار به کار نگیرد.

ورشکستگی یکی از شرکا

ورشکستگی شریک خودبه‌خود شرکت را از بین نمی‌برد. مسیر قانونی چنین است: مدیر تصفیه شریک ورشکسته تقاضای انحلال می‌دهد و اگر شرکت ظرف شش ماه نتواند رضایت او را جلب کند یا او را از تقاضا منصرف سازد، شرایط انحلال فراهم می‌شود. فلسفه این حکم، رعایت حقوق طلبکاران شریک در کنار حفظ شرکت است.

تصفیه شرکت تضامنی و تقسیم دارایی میان شرکا
پس از انحلال، دارایی و دیون شرکت باید تعیین تکلیف شود.

فوت یا حجر شریک و تکلیف وراث

فوت یا حجر یک شریک پایان قطعی شرکت نیست. به موجب مواد ۱۳۹ و ۱۴۰ قانون تجارت، اگر سایر شرکا و قائم‌مقام قانونی شریک متوفی توافق کنند، شرکت می‌تواند ادامه یابد. ابتدا شرکای باقی‌مانده درباره ادامه یا توقف تصمیم می‌گیرند و اگر ادامه را برگزینند، نوبت به وراث می‌رسد که موضع خود را اعلام کنند. سه حالت پیش می‌آید:

رضایت: وارث در حدود مقررات وارد شراکت می‌شود و در سود، زیان و مسئولیت‌های شرکت سهیم خواهد بود.

مخالفت: وارث از منافع مدت پیش از اعلام نارضایتی بهره می‌برد، ولی وضعیتش نسبت به زیان‌ها و تعهدات بعدی تابع مقررات مربوط است.

سکوت: اگر در مهلت قانونی هیچ نظری اعلام نشود، سکوت به‌منزله رضایت شمرده می‌شود.

این قواعد از یک سو حق وراث را حفظ می‌کند و از سوی دیگر راه بقای شرکت را باز می‌گذارد.

درخواست طلبکار شخصی یکی از شرکا

طبق ماده ۱۲۹، طلبکار شخصی یک شریک ابتدا باید سراغ دارایی‌های خود بدهکار برود. اگر آن دارایی‌ها و سهم او از منافع شرکت برای پرداخت طلب کافی نبود، طلبکار می‌تواند از دادگاه انحلال شرکت را بخواهد. این حق شرط دارد: طلبکار باید دست‌کم شش ماه قبل از مراجعه به دادگاه، قصد خود را با اظهارنامه رسمی به شرکت ابلاغ کرده باشد. این مهلت به شرکت و شرکا فرصت می‌دهد طلب را پرداخت کنند یا راه دیگری برای جلوگیری از انحلال بیابند.

پیگیری مطالبات و اختلافات مالی از این دست معمولاً با نظام بانکی هم گره می‌خورد. در چنین پرونده‌هایی آشنایی با وکیل بانکی کمک می‌کند تا مسیر وصول طلب یا دفاع از شرکت درست انتخاب شود.

انحلال تنها به حساب‌وکتاب شرکت مربوط نیست. فوت، حجر، ورشکستگی یا بدهی شخصی یک شریک هم می‌تواند آینده شرکت را تغییر دهد؛ هرچند قانون در بسیاری از موارد پیش از انحلال، راه نجات شرکت را نشان داده است.

تصفیه شرکت تضامنی

وقتی یکی از موجبات انحلال محقق شد، شرکت وارد تصفیه می‌شود. در این مرحله کارهای شرکت جمع‌بندی می‌شود، تعهدات در برابر اشخاص ثالث ادا می‌شود، مطالبات وصول می‌گردد و آنچه می‌ماند میان شرکا تقسیم می‌شود. پس انحلال به معنای ناپدید شدن ناگهانی شرکت نیست؛ شرکت تا پایان تصفیه و فقط به اندازه نیاز آن، به حیات حقوقی خود ادامه می‌دهد.

مقررات تصفیه به وضعیت شرکت بستگی دارد. اگر شرکت فقط منحل شده باشد، قواعد عمومی تصفیه در قانون تجارت اجرا می‌شود. اما اگر انحلال با ورشکستگی همراه باشد، قواعد ویژه ورشکستگی بر رسیدگی به دارایی و بدهی‌ها حاکم است، زیرا ترتیب پرداخت به بستانکاران در آن حالت قاعده خاص خود را دارد.

مدیر تصفیه و اختیارات او

چه کسی تصفیه را انجام می‌دهد؟

اصل بر این است که مدیران شرکت کار تصفیه را بر عهده دارند، مگر آنکه شرکا با اتفاق نظر شخص یا اشخاص دیگری را انتخاب کنند؛ چه از میان خودشان و چه از بیرون. اگر بر سر انتخاب اختلاف داشته باشند، دادگاه بدوی فردی را تعیین می‌کند تا اختلاف شرکا مانع وصول مطالبات، پرداخت دیون و حفظ دارایی‌ها نشود. اگر مدیر تصفیه از خارج از مدیران شرکت انتخاب شود، باید نامش در اداره ثبت شرکت‌ها ثبت و اعلان شود تا اشخاص ثالث بدانند طرف حساب آنان کیست.

وظایف اصلی

مدیر تصفیه فقط اموال را نمی‌فروشد؛ او باید کارهای جاری را ببندد، تعهدات را اجرا کند، مطالبات را وصول کند و دارایی را تقسیم نماید. چهار حوزه اهمیت ویژه دارند:

معاملات ضروری. اگر اجرای تعهد باقی‌مانده یا تکمیل تصفیه به معامله جدیدی نیاز داشته باشد، مدیر تصفیه می‌تواند آن را انجام دهد. هدف ادامه تجارت سابق نیست، بلکه تمام کردن کار است؛ مثلاً تهیه کالا برای ادای یک تعهد قراردادی یا فروش بخشی از دارایی.

طرح دعوا و دفاع. مدیر تصفیه می‌تواند از طرف شرکت دعوا مطرح کند یا از آن دفاع کند. ولی صلح و سازش یا ارجاع به داوری اصولاً به اجازه شرکا نیاز دارد، مگر جایی که قانون داوری را اجباری کرده باشد.

تقسیم موقت مازاد. دارایی‌ای که برای پرداخت دیون و تعهدات لازم نیست، در صورت وجود شرایط قانونی، می‌تواند پیش از پایان تصفیه میان شرکا تقسیم شود؛ به شرط آنکه حق طلبکاران و تعهدات باقی‌مانده نادیده گرفته نشود.

تعیین سهم هر شریک. در پایان، مدیر تصفیه با توجه به سرمایه، سود و زیان، تعهدات و روابط مالی شرکا، سهم هر یک را مشخص می‌کند. اگر شرکا بر سر این سهم اختلاف کنند، دادگاه بدوی تصمیم نهایی را می‌گیرد.

نتیجه‌گیری

تصفیه مرحله‌ای مستقل و حساس پس از انحلال است و تا وقتی دیون، مطالبات و دارایی‌ها روشن نشود، رابطه حقوقی شرکت و شرکا پایان نیافته است. رعایت تشریفات قانونی در انتخاب مدیر تصفیه، ثبت و اعلان او و نحوه تقسیم دارایی از حقوق شرکا و بستانکاران حمایت می‌کند. برای تصمیم‌گیری دقیق درباره انحلال یا تصفیه شرکت خود، بهتر است پیش از هر اقدام با وکیل شرکت ها مشورت کنید.